در طلب زهره رخ ماه رو .. می نگرد جانب بالا دلم

 

 

 

 

 

 


هلال ماه به ستاره پشت نكرده بود.
اصلا نمی تواند پشت كند.
خانه‌ی هر دوآسمان است و آسمان برای بی نهایت از این ماه ها و سیاره ها و ستاره ها جا دارد.
حتی آسمان برای بی نهایت سیاهچاله‌هایی كه سیاره‌ها و ستاره‌ها را بی هیچ ترحمی در خود می‌بلعند نیز جا دارد.
برای شهاب ها هم جا هست.
همانها كه درخشان و سریع رو به نقطه‌ای نامعلوم پرواز می‌كنند و گاهی در گرداب مداری می‌افتند و محكوم به عبوری دوباره و دوباره و دوباره می‌شوند.

عبور ماه و زهره و در واقع عبور نورهای آن دو، از زاویه دید ما كه در زمین هستیم، یك نمایش آسمانی بود.
نمایشی كه تلنگریست برای به یاد آوردن ماه و ستاره‌هایی كه به خواست خالقشان،
به سمت هم پیش می‌روند،
به یكدیگر می‌رسند،
در نور هم غرق می‌شوند
و بی هیچ كم و كاستی و در عوض با افزودن مجموعه ای از
سكوت و نگاه، عشق و دوستی، نور و انعكاس، خلوت و یكدلی،
در بی نهایت آسمان باز هم باقی می‌مانند.

پ.ن 1: مراجع تصاویر
عكس اول -- http://nojumjavan.blogfa.com
عكس دوم -- http://www.foto.ir/Gallery/ShowImage.aspx?ID=42415

پ.ن 2: تا زمانیكه ما هم نوری هستیم در سیارات دیگر، و سیارات و ستاره های دیگر نوری در چشمان ما، نباید از سیاهچاله‌ها؛ كه حتی نور هم از میانشان عبور نمی‌كند، آنچنان بیم و هراس یابیم، كه چشم بر همه نعمتهایی كه همواره پیرامون ما در گذرند ببندیم.

پ.ن 3: مبارك باشه. هم تولدت. هم وبلاگت.

پ.ن 4: «از او بپرسید كه چه می‌كند با دل ما»

/ 26 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيم رخ

آدم برفي

ای بابا

آدم برفي

من ذره و خورشيد لقايی تو مرا بيمار غمم عين دوايی تو مرا بی بال و پر اندر پی تو می پرم من که شده ام چو کهربايی تو مرا ............. خيلی زيبا بود تا بعد يا حق

لادن

از اين پستت گذشته اينطور که به نظر ميرسه عشق نجوم و از اين جور چیز هايی!

آقاي ديوانه

کي به تو گفت که خودتو تحويل گرفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدارو شکر فکرم خرابه! مشکل هم که دارم! وبلاگ منم برای امثال تو که ... مناسب نيست! مگه من اعتراضی کردم؟؟؟؟ زوری که نيست! ....در مورد مشکل دار بودنمم خودم می دونم! از ديوونه ها انتظاری نيست!... کلا انتظار چيزه بديه!

آقاي ديوانه

بعدشم! من برای سايه نوشتم!‌توی وبلاگ اون!‌تو حقی نداری چيزی ک اونجانوشتم به خودت بگيری! اون روز گفتی نظر نميدی گفتم نده!‌چيکارت کنم؟ مثل خيلی وقت ها... بگذريم! مطمئن باش هنوز هم انقدر باهات رک هستم که اگر باهات مشکلی داشته باشم رو در رو به خودت بگم!‌اگر هم درد و دلی با کسی کردم چون بهش اعتماد داشتم... دلخوري هام رو هم رو در رو بهت گفتم!‌چه از لوگو نذاشتن و لينک نذاشتنت بوده!‌چه از سره کار گذشاتن و انتظار های طولانی چندين دقيقه ای و چه يکدفعه ای رفتن برای يکی ديگه( که اينو مشکلی باهاش ندارم!‌هميشه برات توی اولويت چندم بودم! و اينم قبول دارم!‌قرار نيست اگر من باهات هميشه خدا حال می کنم تو هم هميشه وقتت رو با من بگذرونی...تو يه آدم ۲۶ ساله ای من يه آدم ۲۱...پس حق داری!) چه اينکه برای عالم و آدم قالب ساختی اما تا به من رسيد شونصد و سه هزار بار بهت گفتم! آخرش برای اينکه منت توی رفيقمو نکشم ۲۰ اومان دادم قالبمو ساختن! مسخرس نه؟! القصه بدون که خيلی چيز ها رو هضم کردم! آدم ها رو هم همين جوری بايد قبول کرد!‌منم تورو همين جوری قبول کردم... هميشه هم دعا گوی تو بودم...چون نقش مهمی توی زندگيم داشتی...

آقاي ديوانه

چه با بودنت و چه با نبودنت... وجودت برام هميشه کار ساز بوده... وی اينم بدون من حرفی داشته باشم جراتشو دارم بيام بهت بگم!‌پس الکی برداشت نکن!

امير

حميد آقا(آقاش رو بذار اول) .. اگه من هم مثل خودت دست به رک گوييم خوبه و توی وبلاگت رک گفتم ... برای اين بود که اونجا ... کامنتات شخصيه و نمايش داده نميشه ... که غیر از این بود بهت ميل ميزدم ... نه رک گويی توی اينجا که کامنتاش عموميت داره ... ... اشکال نداره داداش ... دوستای اینجا همه خودی هستن ... فقط موندم با اين حال صبحت ... چه بلايی سر ارباب رجوع امروزت مياری

آدم برفی

سلام داداشی کجايی ؟؟؟؟؟