سبک ... خيلی سبک

بعضی حرفا خیلی خوب مغز آدم رو وا می كنه و از لای اون خاطرات رو میكشه بیرون. مثل این

******

بچه که بودم پسر همسایه رشته طبیعی می خوند و عاشق دکتر شدن بود. رو حساب همین جونورای بیچاره و بی آزاری مثل سوسك و قورباغه از دستش در امان نبودن.
یادمه یه روز جلوی چشمای بیرون زده ام سر یه قورباغه رو شکافت، مغزش رو درآورد و بعد  با دقت سر اون بینوا رو دوخت.
می دونی چی دیدم؟؟؟؟؟؟
قورباغه تا دید کار تموم شده و آزاد شده، با شجاعت و وقار خاصی شروع کرد به جهیدن و ازمون دور شد.
پسر همسایه خیلی تعجب كرده بود. چون به این موضوع با دید علمی نگاه می كرد.
چه لحظه ای بود و چه صحنه ای...!!!
با حالتی بین ناراحتی و شگفتی، دیدم كه توی اون چند جهش آخر، قورباغه سبك شده بود. خیلی سبك.
انقدر این سبكی براش لذت بخش بود كه جسمش رو هم گذاشت و یه پرش بلند كرد و رفت.

/ 27 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلا (حرفهای نگفته)

اينم بگم که نگی نفهميدم... چرا خبر نميدی؟؟... هان؟؟..چرا نميگی آپديت کردی؟؟..بيام بزنمت؟؟

zahra

سلام . خوبی . باباب من که خيلی عقبم ..... می خونم جواب ميدم تا بعد . مراقب خودت و دلت باش امير جونم ... تا بعد ... يا حق ...

زهرا

سلام ... خوش به حال اون قورباغه ... تا باشه از اين جهش ها هم نصيب ما بشه ... فعلا

`parisa

سلامممممممممم....بابا رفيقاتم مثل خودت باحالن که... ولی تجربه قشنگی بدست اورده...دلم واست تنگيده داداشه بی معرفت....موفق باشی

لبهای شیشه ای

سلام....بازم دم اين قورباغه گرم که زحمات دوست شما رو به باد نداد....وبلاگ جالبيه...مطالبت با يه حس تيزبينی و ذکاوت خاص نوشته شده...آفرين به شما....وبلاگ من هم يه وبلاگ تازه تاسيسه...شايد ارزش ديدن داشته باشه...بهر جهت موفق باشيد...تا بعد...

وحيد

سلام خوبين خسته نباشين عيدتون مبارک وب قشنگی دارين و مطالبتون عاليه. لطف کنيد و نظرتون رو راجع به تبادل لينک بفرماييد. به من هم سر بزنيد فدای شما بای

seth

خيلی زيبا و سنگين بود.و از يک خاطره به يک قطعه ادبی می جهيد.شاد باشی

وهاب

سلام خدمت استاد خودم.انگار يه نموره خيلی دير اومدم...من شرمندم چون چند وقتی هست که خيلی گيرم حتی عيدموقت پشت کامپولوتر نشستنم نداشتم.راستی خوبی.نوشتت حرف نداشت.بيچاره قورباغه...من يه چيز جالب از دوتا پسر خاله کوجيک خودم تعريف کنم.خونه رو خالی ديدن رفتن يه مگس گرفتن انداختن تو يه ظرف پر آب و به آب ادکلن و...دم دست بوده اضافه کردن.به قول خودشون امشی درست کردن...اين دوتا رو نبايد تنها گذاشت...زيادی حرف زدم.شاد باشی

mina

ای کاش به اندازه ی قورباغه منم می فهميدم!!!

maryam

سلام...خيلی وقت بود نت نميومدم حالا دارم به تک تک دوستان سر ميزنم. مثل هميشه قشنگ بود...چرا تا تو را داغ بودم نگفتم؟ چرا بي هوا سرد شد باد؟ چرا حرفهای من. از دهن. اوفتاد؟