سرمای تنهايی...

 

چند روزی بود كه برف یكسره باریده بود. نزدیك غروب بود كه ابرها رفتند.
از بس به خاطر سرما توی لانه مانده بودم، بالهایم خشك شده بود. هر چند هوا داشت تاریك می شد ولی عشق پرواز نگذاشت تا صبح منتظر بمانم.
خودم را به دهانه لانه رساندم و نگاهی به اطراف انداختم. سرخی غروب و سفیدی زمین تركیب رنگ زیبایی درست كرده بود.
نفس عمیقی كشیدم و بالهایم را حركت دادم. با چند بار تكان آماده شدم و پریدم.

وای!... چقدر دلم برای پرواز تنگ شده بود. به همه جا سر زدم.
      از بالای دریاچه كه یخ بسته بود.
      از جلوی كلبه جنگلبان كه دود سفیدی از دودكش آن خارج می شد.
      از نزدیك لانه گرگها كه داشتند خودشان را برای شكار شبانه آماده می كردند.
      از كنار درختی كه سنجابی گریان نشسته بود و بچه های گرسنه اش داشتند از او طلب غذا می كردند.
      ....

هوا تاریك شده بود و دیگر نمی توانستم به خوبی جلویم را ببینم. بالای كاج بلندی نشستم. هنوز تكه ابرهایی در هوا جا مانده بودند. از خورشید دیگر اثری نبود. تا به حال شب بیرون نیامده بودم.
باد سردی شروع به وزیدن كرد. خودم را توی پرهایم جمع كردم ولی احساس تنهایی نگذاشت گرمایی حس كنم. سالها بود كه توی این جنگل زندگی می كردم ولی هنوز نتوانسته بودم دوست خوبی پیدا كنم.
غم عجیبی به دلم نشست. از آن بالا به زمین خیره شدم. یاد تصویرم روی یخهای دریاچه افتادم؛ گنجشكی كه تنها پرواز می كرد...اشكی از گوشه چشمم به پایین غلطید. هنوز اشكم به زمین نرسیده بود كه نور و گرمای دلنشینی در پشت خود احساس كردم. برگشتم و به پشت سرم نگاهی انداختم.

خدای من!...
این نور و گرما از ماه بود. چقدر دوست داشتنی زیبایی خود را به همه جا می افشاند. من دوست خودم را پیدا كرده بودم.
ماه ... آری ... ماهك زیبای شب.


 

/ 38 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
samira

سلام دوست عزيز مثل هميشه زيبا نوشتی ببخشيد دير سر زدم

ماریا

سلام نوشته هاي قشنگت رو خوندم موفق باشي

محمد

سلام امير جان!...عجب برف توپي بود.هر چند که کم هم مشکل به وجود نياورد.اما حداقل برای بچه ها که خوب بود!...اما دوست شدن با ماه هم شايد تجربه خوبی باشه...موفق باشی....يا علی

sahar

سلام عزیز...... من مطالبت رو دوست دارم و میخونم...... میشه تو هم سر بزنی؟؟؟؟؟؟

حسین

سلام.......خوبی؟......خیلی قشنگ بود......من آپم......راستی یادمه یه زمانی وقتی میومدی توی بلاگت یه آهنگ میذاشت.....می خواستم ببینم چه جوری اون طوری کرده بودی؟....یعنی چه جوری تونستی با بالا اومدن صفحه آهنگ بذاری؟........ممنون میشم اگه بگی.....یاعلی

فرنگيس

سلام.ممنون که سر زدید. بنده دستم شکسته و کم کار شده ام. ولی شما همچنان در بيان احساسات استاديد. خيلی زيبا بود. حق يار شما.

Space-man

سلام تولده مرد فضايي خوشحال مي شم بياي.تا بعد.......

یوسف

سلام خیلی وبلاگ زیبا و پر محتوایی داری ... خوش به حالت ... باور کن یه جورایی بهت حسودیم میاد ، ولی خیلی دوستت دارم . لبتان خندان ، تنتان سالم ، دلتان شاد ... به منم سر بزنید خوشحال میشم.

sima

ای خدا................................موفق باشی...يا علی