آسمون شب

 

از شب پرسيدم: « اگر نبودی چگونه با تنهایی ام خلوت می کردم؟ »

سکوتی کرد و در آن سکوت ستاره ای چشمک زد.

 

/ 19 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

اگه شب نباشه چشمک ستارهه چی ميشه؟

*** دختر سکوت ***

سلام ... اگه شب نبود خيلی چيزای ديگه هم نبودن و وقتی برای فکر کردن نبود اگه شب نبود ستاره ای نبود که دلمو بهش خوش کنم که اقلا اون گوششو بهم ميده تا دردامو بشنوه و اگه شب نبود ماه زيبايی خودشو نداشت .. يا حق

شیما

سلام.... شب است و سکوت است و ماه است و من. فغان و غم و اشک و آه است و من......

asal

سلام امير جان...معذرت از اينکه خيلی وقته نتونستم بيام...من که يادتم نه...مثل هميشه عالی مينويسی...گفته بودم قلم خوبی داری...موفق باشی دوست عزيز...يا حق

Farangiss

شايد ستاره ميخواسته بگه که تو شب ما رو تنها نميذاره.

محمود

تو معناي سکوت کوچه ها را خوب مي فهمي...تو از راز غريب لحظه هاي سرد آگاهي....تو مي داني که تنهايي چه اندوه جگر سوزيست....تو از لحن تمام برگهاي زرد آگاهي...تو هم مانند قلب عاشقم .تنهاي تنهايي...تو از پيچ و خم پس کوچه هاي درد آگاهي ...تو از بغض عميق لحظه اي همدرد.آگاهي....آپم ومنتظر ...تا بعد يا حق

گلشید

شبها چراغ روشن نمی کنم.... مبادا مجبور شوم تنهاییم با نور قسمت کنم....

هلال

ای کاش می دانستم ... ای کاش می توانستم بدانم ... که سوسوی کدام ستاره زمينی چراغ خانه توست .... تا آسمانی ترين ستاره پنجره ات باشم ... ( اين شعر از سيا هست . )

یه آدم برفی ( zzzzzz )

کاش ستاره منم با آهم چشمک ميزد اون وقت به حضور اميدوار می شدم

lyda

شب آروم آروم پا می ذاشت روی سپيدی روز و من و به فکر تنهايی دلم بودم به فکر اشک هام ........ اما اميد به سپيدی دوباره داغ اين تهنايی رو ازم می دزديد