آدمیزاد ... هر چه انسان تر ... چشم به راه تر

موجهای بلند
غرق شدن قایق
شناور شدن
دست و پا زدن
چشم به هر سو انداختن
به دنبال تخته پاره ای گشتن
غرش رعد
باران
تلاطم بیشتر
نا امید شدن
خدا را صدا زدن
سوزش چشمها
نزدیک شدن به غروب
بی حس شدن
سنگینی پلکها
تخته پاره ای میان خواب و  بیداری
تک نگاهی به آسمان
ترکیب ابرها و ستاره ها
دوباره خواب و بیداری
شنیدن صداهایی محو
بیهوشی
و
 نجات...

*****

پ.ن: تیتر از "دکتر علی شریعتی"

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیما

اپتم مثل همیشه زیبا بود.....تیترشم قشنگ بود..[لبخند]

لاله

نجات از ...

سایه

خداییییییش این دکتر دیووووونه می کنه آدمو .....

نیمرخ

... و سلام که میکنی و جواب که نمیگیری ///// .....

سایه

مسنجرم باز نمیشه عزیز ... دیر نکنیا منتظرم....شهرام برات نقشه کشیده مراقب باش ....[زبان]

اسما،؟

یعنی میشه؟؟؟ گاهی وقتها اونقدر سنگینی که هیچ تخته ای نجاتت نمیده مگر همون نگاهی که به آسمون می افته.

رهگذر مهتاب

سلام انگار بعضی وقتا نه همیشه وقتی به حرفای دکتر شریعتی فکر کنی حرفای دل خودتو میزنه!! نه؟؟ واسه من که این جوریه!!

فاطمه

سلام خیلی قشنگ بود خوشحال می شم اگه عاشقانه های من ومعشوقم رو هم بخونی و نظر بدی حتما می تونی متوجه بشی کدوم متن رو من می نویسم و کدوم رو معشوقم ممنون