هميشه منتظرتم

وقتی رسیدم، دیگه خیلی دیر شده بود. خیلی وقت بود که رفته بود. هر کسی رو که نگاه می کردی، تو خودش بود. انگار هیچ کس من رو نمی دید. حال عجیبی بود.
بالای سرش رفتم و ملافه رو از روی صورتش کنار زدم. باورم نمیشد،چقدر زیبا شده بود. انگار نه انگار قلبش ایستاده، شادابی و نورانیت توی چهره اش تنها چیزی بود که با نگاه اول به چشم میومد. برق نگاهش حتی از پشت پلک هم دیده می شد.
ملافه رو که روی صورتش کشیدم، من هم مثل بقیه شدم. دیگه هیچ کس رو غیر از چهره او نمی دیدم. تازه اون موقع بود که اشک توی چشمام حلقه زد.
احساس دلتنگی شدیدی به سراغم اومد. تا به حال انقدر وجودش رو ضروری نمی دونستم.
سرم رو به دیوار تکیه دادم. چشمام رو برای لحظه ای بستم و سعی کردم خاطرات خوش با او بودن رو به خاطر بیارم. حالا که نبود چقدر یادآوری لحظات بودنش برام سخت شده بود. لحظاتی زودگذر که قدرش رو ندونستم.
بیشتر از یکسال شده که از  اون روز می گذره و هنوز به خواب هم ندیدمش. تنها آرزوم اینه که فقط یکبار، حتی برای چند ثانیه هم که شده، ببینمش و بهش بگم که: « خیلی جات خالیه. خیلی ... »

/ 11 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین

سلام وبلاگ قشنگی داری.خيلی دلم گرفت اين مطلبو خوندم.نميدونم چی بگم.موفق باشی

ميناي آبي

سلام.مي فهمم چي مي گي.با تمام وجود ميفهمم.چقدر سخته كه يكي با آدم حتي تو خوابم قهر كنه.....

محمد

سلام امير جان.راستش واقعا خیلی سخته.... نمی دونم چی بگم.

parisa

سلام عزيز. من که دق ميکنم اگه يکی ۱ دقيقه باهام قهر باشه.موفق باشی

Hoda حيات خلوت!

سلام داداش خوب....خوبی؟ ممنون که ميای ملاقاتی ما....ادم تو زندون عقده ملاقات پيرا ميکنه...حالا از پشت سيم و اين حرفا زياد فرقی نمی کنه! تو هم از رفتن نوشتی...اين روزا بوی مردن همه جا رو گرفته..اينجا که...نمی دونم...سخته...باز يه جمعه ديگه رسيد....باز هم دلتنگي..حتی نمی شه گفت بی خيال! فعلا يا علی

!!!MAJENTA

با تو اين زندگی عروسکی ... چه قشنگ و عاشقونه است نازنين ... خواب ديدم مثل فرشته ها يه روز... از تو قصر آسمون ميای پائين ... جاری باشيد!!!

امير

سلام امير جون ..... چرا اينقدر سياه ...چرا از مرگ .. مگه زندگی چشه .... ليلا هم سلام می رسونه .سفر خوش بگذره

لیلا

کی بود که رفت؟؟؟ يکی مثل بقيه.......تسليت ميگم...اينجا محل گذره..فقط نميدونم چرا وقتی اومديم ديگه يادمون رفت کجا ميخواييم بريم.....ياحق

space-man

سلام قبلا وقت نکرده بودم کل وبلاگت رو بخونم ولی حالا خوندم و افسوس خردم. اين نوشتت منو ياد يکی از عزيزان انداخ روزه عيدی اشک مارو در اورد.