تا به حال
به صدای گام هایت گوش داده ای؟
به صدای خودت چطور؟
به صدای قلبت؟
تنفست؟
چشمک پلکهایت؟
مشت شدن دستت؟
خروج اشک از چشمانت؟
گرفتن نفست؟
سکوت و فریاد دلت؟
فکرت؟
خوابت؟
نگاهت؟
قلمت؟
زنده بودنت؟

به این صداها گوش داده ای؟

¤ ¤ ¤

 همنفس 

 سيمين غانم 

/ 10 نظر / 2 بازدید
سايه

...

آقاي ديوانه

!

شيما

وقتی از کنار خودت رد می شوی بایست...

هلال

صدايی هست که اسمش رو گذاشته ام موسيقی سکوت ... اين صدا ... اصلا نمی شه با کلمه ها توصيفش کرد ... موسيقی سکوت ... اين صدا رو خيلی دوست دارم ...

هلال

نمی دونم تا به حال صدای خودت وقتی با آخرين توان فرياد می زنی رو شنيدی يا نه ؟ من چند بار شنيده ام ! خيلی سال ها پيش يک بار خواستم از ته دلم فرياد بزنم ٬ سرم رو بردم داخل کمد لباسم ٬ بعد يه ملافهء بزرگ هم مچاله کردم جلوی دهنم گرفتم و بعد با آخرين توانم فرياد زدم !!! ... یادم میاد اون موقع خيلی لذت برده بودم ... و جالب اينکه جز خودم هيچکسی ديگه صدای فريادم رو نشنيده بود ...

مارال

بی نهايت بار گوش دادم ......... گاهی در اوج تنهايی و گاهی که شادی لحظه ها در اصواتشان ريشه دوانده بود ! شايد همه يک چيز را زمزمه می کردند .. آرام .. زندگی .. زيبايی .. تلاش .

رهگذر

از همه متنت فقط ميشه بوی مرگ رو فهميد .........

سايه

آنچه سختی سنگ را در هم می شکند قدرت موج نيست ... تداوم کوبيدن موجهاست .

مريم

حقيقت تلخه، شنيدنش خيلی مواقع صرف نداره !

شبنم

سلام.. هنوز هم که ديگه نزديکه اومدنه شهريوره اين پستت از نيمه ی تير اينجا مونده ...