تو را دارم ای جان ... جهان با من است

برای من از میان همه کودکی ها، داستان کودکی تو خواستنی تر است.
دوست داشتم وقتی با قدمهای کوتاهت برای خواستن آب تا آشپزخانه می رفتی، تماشایت می کردم.
یا وقتی با دستهای شکلاتی، کلیدهای پیانو را لمس می کردی، آهنگ ناهمگون ولی دوست داشتنی برخواسته از هنر انگشتانت را می شنیدم.
خوش به حال تو، که در همه آن کودکی ها بودی و خوش به حال تو، که در لحظه لحظه بزرگ شدنت، تنها نبوده ای و نیستی.

دلم همیشه ... خیلی زود و خیلی زیاد ... برایتان تنگ می شود

/ 3 نظر / 4 بازدید
سایه

[لبخند]........ [گریه] حسودیم شد ...... اما قبول دارم حرف ات و .... جدا کودکی ای بی نظیری بود ..... بی نظیر و دوست داشتنی ....با اون دستهای کپلی که هنوزم دلم براش ضعف میره .....[قلب][قلب][قلب] ممنون[گل]

مریم

دارم فکر می‌کنم دلتنگی بدتره یا حسرت ؟! بدترش اینه که معمولاَ در ادامه‌ی دلتنگی حسرت هم میاد و دست به دست هم می‌ده !