ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن ... تیرگیها را از این اقلیم بیرون داشتن

می ایستم رو به روی هر آنچه که از تو بر دفتر کائنات نقش بسته است.
به تماشا می نشینم و فکر می کنم.
تصویر می کنم همهء دیدنیها را و به تفسیر نا دیدنی ها می نشینم.
دریا را، کوه را، ابر را، گل را، سرما را، نور را، قدرت را، عشق را...
هر روز دیدنی های بیشتری را به چشم می بینم و نا دیدنی های بیشتری را به ذهن می آورم.
جالب است.
دیدنی ترین نا دیدنی تویی و بس.

پ.ن.1: عنوان از پروین اعتصامی.
پ.ن.2: مشحون: مملو، انباشته شده.

/ 4 نظر / 4 بازدید
.

پيداست و من پنهان... او در تن و من در جان....

ياسمن

:) خوب وضعيتيه !

سايه

...

مهرآئين

دل من گرد جهان گشت و نيابيد مثالش...به که ماند؟به که ماند؟به که ماند