تا دلی هست ... های و هویی هست

از ایستادن و درجا زدن می ترسم. از تکرار می ترسم. در عمق دوست داشتن هر لحظه بیشتر پیش می‌روم تا هیچوقت دچار تکرار نشود. نمی دانم سرانجام این عمق چیست. ولی می دانم تا هر زمانی که بخواهم و پیش بروم، این عمق ادامه دارد و بی پایان است.

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر بارانی

راستی ولنتاین داداشی گلم مبارک [بغل] [قلب] به خاطر کادوی قشنگت هم یه عالمه ممنون[ماچ] ( در ضمن کامنت قبلی هم من بودم [نیشخند])

آیدا

امیر.....از نوشتنت می فهمم عمق دلت چقدره......می سوزم.نمی دونم چه کلمه ای واسه حسم کافیه.....

اسما،

یادم نیست کی بود...بهش گفتم دوست داشتن یه طرفه رو دوست دارم چون حد نداره..و میشه تا بینهایت ادامش داد...(فکر کنم یه جایی از حرفم ربط داره به پستت نه؟!)

اسما،

ک.. ..ش. گ.ت .. آ..ه ر. ی...ی .ف.ن. ..س.

سایه

[لبخند]

فانوس

بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست ... [گل][ماچ][خداحافظ]

مهرآئین

من همیشه از یک حدی عمیق تر شدن می ترسم...مثل کسیکه هیپنوتیزم میشه و ممکنه دیگه برنگرده...

پشتیبانی

اگر همچنان در بخشی از وبلاگ مشکل دارین با همین ایمیل تماس بگیرید.

مریم

تکرار ! آره یه موقع‌هایی خوب نیست، اون وقت‌ها که عادت میاره ! من از "عادت" می‌ترسم !

مارال

چه خوشگل شده اینجا !