آمد دوباره مهتاب .. لالا

مدت هاست که می خواهم از تو بنویسم. فقط از تو.

بحث روزها و ماه ها نیست. سالهاست که می خواهم کلمات را کنار هم قرار دهم تا کمی از آنچه که از تو در وجودم موج می زند را با تو بگویم.

از نگاهت..سکوتت..حال و هوایت..صدایت..نوشته هایت..توجه ات..مهربانی ات...

می دانی، دلم برای همهء آن دفتر نوشته ها تنگ است. دلم برای همهء آن نگفتنی هایی که شنیدنی بود تنگ است. برای مشکی ها و ارغوانی ها، برای آبی ها و سبز ها تنگ است.

می دانم که دور نیست. دوباره آبی می شوم و سبز. ارغوانی می شوم و مشکی. پر رنگ تر از قبل. با عمق و امتدادی بیشتر. دور نیست.

/ 9 نظر / 7 بازدید
سایه

عمق و امتدادت پایدار...[گل]

لیلی

سلام زندگی یک رودخانه است و این رودخانه چه بخوای و چه نخوای مدام در حال تغییر است هیچ وقت به گذشته نگاه نکن چون تمام شده به آینده نگاه نکن چون معلوم نیست که چه چرخشی در زندگیت داره فقط به حال نگاه کن که تا چند ثانیه دیگه گذشته می شه. شاد باشی

ادم برفي

مينوسيم از تو هايي كه ... مينويسيم و مينويسيم و مينوسيم [لبخند][لبخند]

ایدا

چش نداری ببینی من خوبم!!؟؟؟ هاااا!!؟؟؟ خوبم چون پیش مهرانم... مدیونی فکر کنی من فضولمااا!!این تو کی بود؟؟:دی[قلب][پلک]

فائزه

در این دنیا صدایی زیباتر و رساتر از سکوت نشنیدم و نخواهم شنید...[گل]

یاسمن

دقیقا بحث روز و ماه نیست ...

اسما

آقا! سایه ات بر سر این " تو" و بر سر هر تویی که داری مستدام!!!

فرنگیس

:)

آیدا

وای امیرررررررررررر بترکی دیگههه!!بابا یه چیزی آپ کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ده هااااااا