بچه های پاک

 

پسرک کوچولوی فال فروش پياده روی وليعصر

دخترک مرد شيرفروش

پسرکی که توی اون شب بارونی کنار چرخک٬ پا به پای پدرش راه می رفت

دخترک پيرمرد سبزی فروش

و حالا شيرشاه٬ پسرک آدامس فروش و فال فروش با اون دستای کوچيک و اون زبون شيرينش

کاش هميشه اين بچه های پاک باشن و يادمون بيارن که خيلی از اون دوران نگذشته ولی خيلی از اون پاکی دور شديم.

 

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
AIDA

کاشکی!کاش خيلی ها برای هميشه بتونن درک کنن و بياده اين پاکيه باشن

asal

سلام امير جان...و هر روز دور ميشيم بدونه اينکه به گذشته نگاه کنيم... بدونه اينکه بدونيم ما برای اشرف مخلوقات بودن اومديم...و هر چيزی هستيم به غير از اشرف بودن

sasha

کاش دوباره پاکی و راستی ُ‌بياد ُ کاش دوباره بتونيم با صداقت به همديگه اعتماد کنيم ! مهربون باشيم و کمک همديگر

رخساره

ما به آینده نزدیک میشویم... وگذشته با تمام پاکی و معصومیتش از ما دور میشود..! چشمهایش در انتظار قدم های شماست!

samira

آرام و بي صدا ,بدون ذره اي هيجان ,حتي بدون اينكه خودت بدوني ,آمدي آري ,آمدنت چه آسان بود اينبار تو آمدي و من منتظر تو ماندم! تو آمدي و با آمدنت يكبار ديگر مرا شيفته سان به خود واگذاشتي من تو را مي بينم اما نمي شناسم تو آمدنت را برايم به سهولت يك لبخند به تماشا كشيدي و من هر آن نظاره برراهت دارم كه دوباره به تماشايت بنشينم !اي مو جود زميني

گلشید

.......منم دارم دور می شم.....

هلال

سلام دوست عزيزم . ISP ولايت ما امشب حسابی قاطی کرده . دو سه بار اومدم ولی نشد کامنت بدم و آخرش مجبور شدم messenger رو تعطيل کنم . حرف هات من رو مستقيم برد به جمله هايی از فريدون مشيری در شعر کدام غبار که مطمئنم شنيدی ولی يه بار ديگه می خوام اینجا بنويسمش ...

هلال

کدام غبار ـــ با جوانه ها نوید زندگی است ... زندگی شکفتن جوانه هاست ... هر بهار ... از نثار ابر های مهربان ... ساقه ها پر از جوانه می شود ... هر جوانه ای شکوفه می کند ... شاخه چلچراغ می شود ... هر درخت پر شکوفه باغ ... کودکی که تازه ديده باز می کند ... يک جوانه است ... گونه های خوش تر از شکوفه اش ... چلچراغ تابناک خانه است ... خنده اش بهار پر ترانه است ... چون ميان گاهواره ناز ميکند .... ای نسيم رهگذر به ما بگو ... اين جوانه های باغ زندگی .... اين شکوفه های عشق ... از سموم وحشی کدام شوره زار ... رفته رفته خار می شوند ؟؟؟ ... اين کبوتران برج دوستی ... از غبار جادوی کدام کهکشان ... گرگهای هار می شوند ؟؟؟ ... فريدون مشيری

nedasmaida

چه با شکوست کودکی زندگی عروسکی خنده های یواشکی