دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٤

مصاحبه ای با يک پروانه

ـ ...

ـ چرا گل؟
ـ من با گلها نشست و برخاست می كنم و وقتی به اندازه كافی خوشبو شدم،پیش شمع می رم.

ـ چرا شمع؟
ـ تا بتونم ازش اجازه ورود به شعله‌هاش بگیرم.

ـ چرا شعله شمع؟
ـ آخه شعله شمع جایی كه با دادن بالهای خوشبو و زیبام میتونم بالهای ابدی بگیرم.

- چرا بالهای ابدی؟
ـ چون این بالها ابزار رسیدن به بهشته.

ـ چرا بهشت؟
- چون اونجا میشه خدا رو دید.

- چرا خدا؟
- چون من عاشقشم.


دست نوشته ای از « امیر »

پيامها ..

خانه
آرشیو
صندوق پستی



كمی شعـور
دنیای من



سایه رز
شاهزاده كوچولو

دوستان

سایه رز
شاهزاده كوچولو
بهترین آرزوهای من
نامه های من به خدا
خیالات واقعی
سكوت محكوم
من یلدا رو دوست دارم
هلال ناتمام

فانوس دریایی
نور سیاه
دختر بارانی

خواب زمستانی
نارنجی
مهرآئین








آرام چون برف زمستان
رها
بغض ناتمام
رهگذر باد
مرا اینگونه باور کن
مرغ قاف

یک قلب می تپد
از خاموشی تا فراموشی
مبینا
دختر سكوت
امانیسم

حرفهای ننه سرما
پاییز یعنی چيزی شبیه من

Persianblog
Persiangig