چهارشنبه ۳ فروردین ۱۳۸٤

ستاره ... کدوم ستاره؟

 

ـ یه ستاره، فقط یكی.
ـ خوب؟
ـ طلوع می كنه ...
ـ غروب می كنه.
ـ نه! غروب نداره. فقط طلوع می كنه.
       طلوع ... طلوع ... طلوع.
       گرمی بخشه. شادی آفرینه. امید دهنده ست. پیام آوره.
ـ پیام؟
ـ آره! پیام. پیام آور بودن، جریان داشتن، مهم بودن، قدرت داشتن، احساس داشتن،
       و بهترین بودن ها و داشتن ها.
ـ حالا اسم این ستاره چی هست؟
ـ تك ستاره.
- چی؟
- آره! درست شنیدی. تك ستاره.
      اگه تو آسمونت پیداش كنی می بینی كه یه تك ستاره ست.
      یه تك ستاره.
ـ و تو... تو پیداش كردی؟
ـ ...
ـ من كه این رو قبول ندارم. آسمون پر از ستاره های قشنگه.
      مهم اینه كه با چه دیدی بهشون نگاه كنی.
ـ شاید.

******

شاخه‌ای تكیده ... گل اركیده ... با چشمای خسته ... لبهای بسته ... غم توی چشماش ... آروم نشسته ... شكوفه شادیش ... از هم گسسته ... وای!
دلم گرفته بود.
روی تخت نشسته بودم، سرم رو به دیوار تكیه دادم و چشمهام رو بستم.
یه لحظه به سرعت برگشتم به عقب، تا رسیدم به روزی كه برای اولین بار این آهنگ رو شنیدم.
غروب یه روز سرد و دلگیر پاییزی، توی خوابگاه، من بودم و تو و علی ...
این چند سال سریع توی ذهنم گذشت. روز به روز ما به هم نزدیكتر شدیم، با هم خندیدیم، با هم كار كردیم، با هم ناراحت شدیم، ... ، با هم اومدیم و شايد با هم میریم!؟! ...
من و علی ، علی و تو ، تو و من .....

 


دست نوشته ای از « امیر »

پيامها ..

خانه
آرشیو
صندوق پستی



كمی شعـور
دنیای من



سایه رز
شاهزاده كوچولو

دوستان

سایه رز
شاهزاده كوچولو
بهترین آرزوهای من
نامه های من به خدا
خیالات واقعی
سكوت محكوم
من یلدا رو دوست دارم
هلال ناتمام

فانوس دریایی
نور سیاه
دختر بارانی

خواب زمستانی
نارنجی
مهرآئین








آرام چون برف زمستان
رها
بغض ناتمام
رهگذر باد
مرا اینگونه باور کن
مرغ قاف

یک قلب می تپد
از خاموشی تا فراموشی
مبینا
دختر سكوت
امانیسم

حرفهای ننه سرما
پاییز یعنی چيزی شبیه من

Persianblog
Persiangig