دوشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸۳

علامت سوال

در گوی شيشه ای تصوير دختری گريان نقش بسته بود.
جادوگر لبخندی از سر رضايت بر لبش نشست.
معجون غروری كه او به پسر خورانده بود، كار خودش را كرده بود و او اينك از اين همه مهارتی كه در وجودش داشت، احساس شعف می كرد.
گريه دختر داشت به هق هق بدل می شد كه جادوگر احساس كرد ديگر از اين تصوير خسته شده است.
دستی بر گوی كشيد. می خواست تا قبل از پيدا كردن قربانی جديد، چهره آخرين قربانی خود را يكبار ديگر ببيند.
تصوير عوض شد. اما جادوگر از صحنه ای كه ديد لذت نبرد.
پسر در حالی كه داشت نام دختر را بر زبانش جاری می كرد، اشك می ريخت.

« كوئيز »

1- مقصر كيست؟
الف) پسر
ب) دختر؟؟
ج) جادوگر
د) غرور

2- چاره چيست؟
الف) بخشش دختر
ب) اقرار به اشتباه پسر
ج) اقرار جادوگر
د) تحمل فراق

3- اين سوال رو ديگه شما بگيد !؟!؟

*****


سلام به همه شما كه آخر لطف و مرام و معرفتيد. اگه يه نفر پيدا بشه برام كلاس معرفت بذاره كه ديگه می ميرم از خوشي ( البته از نوع خصوصيش منظورم بود )
خوب. من نيستم كه خوش مي گذره؟ آخ آخ يادم رفت.شرمنده. عيد همتون مبارك. صد سال به اين سالها يا صد سال به از اين سالها. به دلخواه خودتون. نماز روزه های همه قبول درگاه حق. انشالله!
هفته پيش اكانتم تموم شد و وقت خريد و يا بهتر بگم وقت پای سيستم نشستن رو هم نداشتم. رو حساب همين هم آف آف بودم.
الان هم اومدم كه برای درس خوندن ازتون مرخصي بگيرم. آخه دو تا امتحان ميان ترم خفن تو هفته ديگه دارم كه از 8 نمره يك بگيرم شيريني مي دم.
خيلي وضعم خرابه. همگی برام دعا كنيد كه خيلی بهش احتياج دارم.
از مطلب بعديم جواب سوال « شيری يا روباه » خودتون رو مي تونيد بگيريد.
پس تا بعدی ديگر ...
در پناه حق.


دست نوشته ای از « امیر »

پيامها ..

خانه
آرشیو
صندوق پستی



كمی شعـور
دنیای من



سایه رز
شاهزاده كوچولو

دوستان

سایه رز
شاهزاده كوچولو
بهترین آرزوهای من
نامه های من به خدا
خیالات واقعی
سكوت محكوم
من یلدا رو دوست دارم
هلال ناتمام

فانوس دریایی
نور سیاه
دختر بارانی

خواب زمستانی
نارنجی
مهرآئین








آرام چون برف زمستان
رها
بغض ناتمام
رهگذر باد
مرا اینگونه باور کن
مرغ قاف

یک قلب می تپد
از خاموشی تا فراموشی
مبینا
دختر سكوت
امانیسم

حرفهای ننه سرما
پاییز یعنی چيزی شبیه من

Persianblog
Persiangig