چهارشنبه ٦ آبان ۱۳۸۳

دل درد يا درد دل؟

من امروز از فردای خود گذشتم تا خاطرات ديروز تو را گوش کنم

******

سلام.  ممنون از همه تون به خاطر اين همه لطف و محبت. شرمنده. اين هفته انقدر سرم شلوغ بود که حتی وقت نکردم يک ساعت کلاس برم.(خدا آخر عاقبت اين ترم رو ختم به خير کنه

مطمئنم که اگه داستان می نوشتم چيز خوبی از کار در نمی اومد.

نمی دونم آخرش چجوری قرار بميرم يعنی هيچکس نمی دونه. ولی يه تصويری از يک پايان دلخراش هميشه تو ذهنم هست و تقريبا هر روز و تو بيداری می بينمش. اگه آخرش اينجوری نرم از خدا دلگير می شم.

به هر حال اگه يه روزی از همين روزهايی که تا سال ۱۴۸۰ مونده ديگه نبودم٬ حلالم کنيد.

اين جمله رو هم واسه کسانی نوشته بودم که مثل خودم هميشه با خاطراتشون زندگی می کنند.

******

بيا  که  در  غم  عشقت مشوشم بی تو       بيا ببين  که درين غم چه ناخوشم بی تو

شب از فراق تو می نالم ای پری رخسار       چو   روز  گردد  گويی   در   آتشم  بی تو

دمی  تو   شربت   وصلم  نداده ای  جانا       هميشه  زهر  فراقت همی چشم بی تو

اگر  تو  با  من  مسکين  چنين کنی جانا       دو پايم  از  دو  جهان  نيز در کشم بی تو

پيام  دادم   و  گفتم  بيا  خوشم  می دار      جواب دادی و گفتی که من خوشم بی تو

 


دست نوشته ای از « امیر »

پيامها ..

خانه
آرشیو
صندوق پستی



كمی شعـور
دنیای من



سایه رز
شاهزاده كوچولو

دوستان

سایه رز
شاهزاده كوچولو
بهترین آرزوهای من
نامه های من به خدا
خیالات واقعی
سكوت محكوم
من یلدا رو دوست دارم
هلال ناتمام

فانوس دریایی
نور سیاه
دختر بارانی

خواب زمستانی
نارنجی
مهرآئین








آرام چون برف زمستان
رها
بغض ناتمام
رهگذر باد
مرا اینگونه باور کن
مرغ قاف

یک قلب می تپد
از خاموشی تا فراموشی
مبینا
دختر سكوت
امانیسم

حرفهای ننه سرما
پاییز یعنی چيزی شبیه من

Persianblog
Persiangig