یکشنبه ٧ دی ۱۳۸٢

 

برای شادی روح قربانيان زلزله

(( آسمان آبی ))

آسمان آبی بود

و من به سمت تو در حرکت

به يک دو راهی رسيدم

راه اول

ماندن من

رفتن يک کودک

ديدن اشک يک مادر

راه دوم

رفتن من

ماندن کودک

اولی از تو دور

دومی به تو نزديک

 انتخاب کردم

و دويدم

کودک که به آغوشم رسيد

صدايی شنيدم

شبيه غرش رعد

به زمين افتادم

و کودک خنديد

برای آخرين بار

به آسمان نگريستم

آسمان هنوز هم آبی بود.

 بياييد همه با کمک هم درد و رنج زلزله زدگان را بکاهيم


دست نوشته ای از « امیر »

پيامها ..

خانه
آرشیو
صندوق پستی



كمی شعـور
دنیای من



سایه رز
شاهزاده كوچولو

دوستان

سایه رز
شاهزاده كوچولو
بهترین آرزوهای من
نامه های من به خدا
خیالات واقعی
سكوت محكوم
من یلدا رو دوست دارم
هلال ناتمام

فانوس دریایی
نور سیاه
دختر بارانی

خواب زمستانی
نارنجی
مهرآئین








آرام چون برف زمستان
رها
بغض ناتمام
رهگذر باد
مرا اینگونه باور کن
مرغ قاف

یک قلب می تپد
از خاموشی تا فراموشی
مبینا
دختر سكوت
امانیسم

حرفهای ننه سرما
پاییز یعنی چيزی شبیه من

Persianblog
Persiangig